فراز و نشیبهای بیش از چهار دهه حضور آیتالله قربانی در عرصه سیاسی گیلان
اختصاصی پایگاه خبری سورنا | آیتالله زینالعابدین قربانی، نماینده پیشین ولیفقیه در استان گیلان و امام جمعه اسبق رشت و لاهیجان، صبح امروز در ۹۳ سالگی دار فانی را وداع گفت؛ روحانیای که بیش از ۴۳ سال در مسئولیتهای مهم سیاسی استان حضور داشت و شاید از این نظر رکورددار باشد. در ادامه، نگاهی به فراز و نشیبهای دوران حضور آیتالله قربانی در عرصه سیاسی گیلان داشتهایم.
یک. آیتالله قربانی که جانشین آیتالله احسانبخش شده بود، با شخصیتی متفاوت از سلف خود شناخته میشد. آیتالله احسانبخش بیشتر با لهجه شیرین و شوخطبعیهایش شناخته میشد، اما قربانی ترجیح میداد با کتابهایش خود را مطرح کند. حتی زمانی که رئیسجمهور یا مقامات کشوری به گیلان میآمدند، کتابی از آثار خود را به آنها هدیه میداد. با این حال، او نیز به واسطه همان لهجه، حتی در اوج جدیت، شوخطبعی خاص خودش را داشت؛ ویژگیای که در میان روحانیون گیلانی زبانزد بود.
دو. هرچند برای آیتالله قربانی یک روز عزای عمومی در گیلان و سه روز در لاهیجان اعلام شده، اما در سالهای گذشته، احترام به جایگاه و شأن او چندان پررنگ نبود. حتی در برخی تریبونها و تجمعات، به دلیل مواضعش در سال ۸۸ و پس از آن، انتقادهایی متوجه او شد. واکنش خود آیتالله به همه این اتفاقات، سکوت بود؛ تا جایی که در سالهای اخیر تقریباً خبری از او منتشر نمیشد.
سه. یکی از ویژگیهای مشخص مرحوم قربانی، صراحت لهجه و رکگویی او بود. البته او برخلاف مرحوم احسانبخش، رنگ پیراهن افراد را در نماز جمعه به موضوع بحث تبدیل نمیکرد، اما در برابر بسیاری از مسائل استانی واکنش نشان میداد. همین مسئله شاید یکی از دلایلی بود که رادیکالهای هر دو جناح اصلاحطلب و اصولگرا چندان دل خوشی از او نداشتند.
درخواست برکناری استاندار غیربومی و انتقاد از اقدامات عجیبوغریب او، هرچند به مذاق بسیاری از دولتمردان وقت خوش نمیآمد، برای بخش قابلتوجهی از مردم جالب توجه بود. البته تلاشهای او برای پادرمیانی نیز همیشه موفق نبود. یکی از نمونههای مهم آن، تلاش برای جلوگیری از استیضاح شهرداران رشت بود؛ جایی که اعضای شورا نزد او میآمدند، اما در نهایت کار خودشان را میکردند.
این اتفاق نشان میدهد جایگاه نمایندگی ولیفقیه آنطور که گاهی تصور میشود، صرفاً مبتنی بر دستورات دیکتهشده و اطاعت بیچونوچرا نیست؛ موضوعی که میتواند هم جنبه مثبت داشته باشد و هم منفی.
چهار. تلاش برای خودگردانی حوزه علمیه و نهاد نمایندگی ولیفقیه در استان، آیتالله قربانی را از بسیاری از همتایانش متمایز کرده بود؛ رویکردی که البته بحرانهایی جدی نیز به همراه داشت. از پمپبنزین حوزه علمیه گرفته تا ساخت مجتمع آدینه که پروژه آن هنوز هم به مرحله عملیاتی نرسیده است.
اظهارنظر او درباره مجتمع آدینه در مقطعی به بحرانی تازه انجامید و برخی معتقدند این ماجرا از عوامل استعفای نهایی او بود. با این حال، واقعیت این است که ساخت این مجتمع، آنطور که خودش گفته بود، برای شخص او نبود. مسئولیت پیشبرد پروژه به افرادی سپرده شده بود که پولی دریافت کرده بودند، اما از اجرای آن برنمیآمدند.
پنج. آیتالله قربانی در حالی دار فانی را وداع گفت که در مجموع، اهل نظریات افراطی نبود و گاهی در برابر افراطگرایی نیز میایستاد. واکنش او به اظهارات تند فردی درباره وضعیت حجاب در گیلان، یکی از نمونههای این رویکرد بود؛ هرچند به نظر میرسید جریان مقابل، در بسیاری از مواقع دست بالاتری داشت.
شش. آیتالله قربانی در حالی درگذشت که دیگر مسئولیت و مقام رسمی نداشت، اما انتظار میرود خیابان یا معبری به نام کسی نامگذاری شود که هم سابقه مبارزه پیش از انقلاب را در کارنامه دارد و هم از نظر مدت حضور در مسئولیتهای استانی، رکورددار بوده است.
البته در مملکت ما که «پهلوان مرده را عشق است»، چنین تصمیمهایی چندان بعید نیست؛ هرچند احتمالاً هنوز هم صدای مخالفت بسیاری بلند خواهد شد؛ همان کسانی که مدام با تکیه بر این شعار که اصل، جایگاه فعلی افراد است، تمام تاریخ گذشته و سابقه آنها را زیر سؤال میبرند.
